ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
شکايت همسايه
شخصي آمد حضور رسول اکرم (ص)، و از همسايهاش شکايت کرد، که مرا اذيت مي-کند و از من سلب آسايش کرده. رسول اکرم (ص) فرمود: «تحمل کن و سر و صدا عليه همسايهات را نينداز، بلکه روش خود را تغيير دهد.» بعد از چندي دو مرتبه آمد و شکايت کرد. اين دفعه نيز رسول اکرم (ص) فرمود: «تحمل کن» براي سومين بار آمد و گفت: «يا رسولالله اين همسايه» من، دست از روش خويش برنميدارد و همانطور موجبات ناراحتي من و خانوادهام را فراهم ميسازد.»
اين دفعه رسول اکرم (ص) به او فرمود: «روز جمعه که رسيد، برو اسباب و اثاث خودت را بيرون بياور، و سر راه مردم که ميآيند و ميروند و ميبينند بگذارم، مردم از تو خواهند پرسيد که چرا اثاثت اينجا ريختهاي؟ بگو از دست همسايهي بد، و شکايت او را به همهي مردم بگو.»
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
فصل چهارم
منبع
نام کتاب: ديوان امام علي (ع)
موضوع کتاب: خداشناسي، اخلاق، عرفان و اتحاد جنگي
مترجم: مصطفي زماني
شعر فارسي: حسين ميري
تاريخ ترجمه: سال 1361 شمسي
تاريخ چاپ: تابستان 1362 شمسي
ناشر: انتشارات پيام اسلام، قم، تلفن 25847
حروفچيني خيرخواه تلفن 391913
ارزش علم
1ـ مردم از نظر هيکل مثل يکديگرند. پدر آنان آدم و مادرشان حوا است.
انسان که به صورت همچون يکديگرند بايد که به عين مهر درهم نگرند
نام پدر و مادر صوري نبرند ليکن قوم زيک مادر و از يک پدراند
2ـ اگر زن و مرد دنيا از نظر نژاد شرافتي دارند که به آن ميبالند، اصل آنان آب و گل است. (نطفه هم از آب و خاک به عمل ميآيد).
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
فصل سوم
شناسنامه کتاب
دختران چه ميپرسند.
نويسنده: محمود اکبري
ناشر: گلستان ادب
نوبت چاپ: چهارم تابستان 84
چاپ: بقيع
شمارگان: 5000 نسخه
سوالهايي که براي دختران و . . . به وجود ميآيد ـ بدانيم بد نيست؟!
اگر اين غرايزي که در دوران بلوغ در انسان به وجود ميآيد، بد است چرا خداوند آنها را در ما قرار داده است؟ خداوند از روي حکمت و علم، در هر دورهاي در وجود انسان تمايلات و غرايزي قرار داده و هيچ کدام را بيهوده و يا مضر خلق نکرده است؛ از جملهي اين غرايز، تمايلات و خواستههايي است که در دور از بلوغ براي انسان پيدا ميشود. اگر اينها در وجود بشر نبودند، اساس خانواده از بين ميرفت و هيچ زن و مردي حاضر نبودند که خانوادهاي تشکيل دهند.
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
فصل دوم
اصولاً هر مجلسي که در آن گناه ميشود مجلس عزا و ماتم ميباشد.
چه عزا و مصيبتي بالاتر از اين که به وسيله اين عروسيها دهها دختر و پسر و زن و مرد نامحرم به گناه آلوده شوند و با هم رابطه نامشروع برقرار سازند. زيرا هنگامي که مردي زني زيباتر از همسر خويش را در اينگونه مجالس ديد طبيعي است که نسبت به همسرش و زندگي بيعلاقه و دلسرد ميشود و به دنبال آن پاشيدن نظام خانواده و آينده سياه و تاريک فرزندان را به وسيله درگيريها و طلاق به ههمراه خواهد داشت. اکنون به بعضي از اين عذابها توجه فرماييد:
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
فصل اول
شناسنامه کتاب:
نام: بهشت جوانان يا آنچه بايد يک زن و مرد بدانند.
مؤلف: اسدالله محمدينيا
ناشر: سبط اکبر (ع)
نوبت چاپ: نوزدهم (نهم اين نا ) ـ زمستان 1383.
تيراژ: 2500 نسخه
چاپ: غدير
ليتوگرافي: کومز
تعداد صفحات: 536
حيا چيست؟
حيا خرمي است برخاسته از درک خوبيها و بديهاي اختياري بدينرو است که انسان، دستهاي از کارها را خوب و دستهي ديگر را بد ميداند؛ برخلاف حيوانات که چون اين درک در آنها نيست، شرم و حيا ندارند. علاّمه مجلسي (ره) در باره حقيقت حيا ميفرمايد: «ملکهاي است که موجب خودداري از کارهاي قبيح ميگردد.»
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
مقدمه
يکي از مباحث کهن و مهم علوم انساني، مسألهي «اخلاق» است. کاوشگران روح بشر از دير زمان تاکنون، از هنجارهاي ناهنجارهاي دوران بسيار سخن گفتهاند و در مورد بشر از دير زمان تاکنون، از هنجارها و ناهنجارهاي روان بسيار سخن گفتهاند و در مورد نقش فضايل و رذايل کتابها نوشتهاند. متفکران مسايل روحي بر اين باورند که زندگي شرافتمندانه و ارکان خوشبختي بشر به اخلاق بستگي دارد؛ ملتي که از کمالات اخلاقي بهرهمند نباشد، مهمترين آلن سعادت خويش را از دست داده و محکوم به مرگ است:
اقوام روزگار به اخلاق زندهاند
قومي که گشت فاقد اخلاق مردني است
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 4:34 عصر يکشنبه 19/3/1387
بنام خدا
عنوان مقاله
راههاي رسيدن به پيشرفت و تعالي همهجانبه چيست؟؟ و چه موانعي را از دستيابي به اين نقطه بلند باز ميکند؟؟
موضوع مقاله
تفرجي در کوچه باغهاي فضائل اخلاقي با سپري در برابر خارهاي رذيلت
¤ویرایش: حسن زارع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )